على رفيعى
53
در آمدى بر سيره فاطمى (س) (فارسى)
بسيارى اعراب جاهلى كه از فرهنگ و تمدن بهره كمترى داشتند ، پس از پذيرش اسلام نيز مدتها بر همان عادات و آداب پيشين باقى مانده بودند و در روابط اجتماعى منزلت و حرمت يكديگر را رعايت نمىكردند . از اين رو با پيامبر عظيم الشأن اسلام نيز همچون ديگر افراد برخورد مىكردند و آن حضرت را با نامها و لحنهاى بَدَوى و جاهلى خطاب مىكردند . و اين كار ، گاه حالت زنندهاى به خود مىگرفت . خداوند متعال اين آيهء شريفه را نازل فرمود : لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً ( نور : 63 ) . صدا كردن پيامبر را در ميان خود ، مانند صدا كردن يكديگر قرار ندهيد . و بدين سان ، آنان را از اين نحوه برخورد بر حذر داشت و از ايشان خواست تا در گفت و گو با پيشواى خود ادب را ارج نهند . در روايتى حضرت فاطمه ( س ) مىگويد : از آن پس من پدرم را با لفظ « اب » ( بابا ) خطاب نمىكردم ؛ بلكه همانند ديگران او را « رسول اللَّه » مىخواندم . چند بار پدرم را با لقب « رسول اللَّه » صدا كردم ، ولى جواب نگفت . سپس فرمود : « فاطمه جان ! اين آيه دربارهء تو و خاندان تو و نسل تو نازل نشده است . تو از منى و من از توام . مخاطب آيه افراد ستمگر ، خشن و خود برتر بين قريش هستند . تو مرا همان بابا خطاب كن ؛ چه اينكه اين تعبير ، بهتر و بيشتر قلب مرا زنده و شاداب مىسازد و خدا را خوشنود و راضى مىكند . » « 1 » حضرت زهرا ( س ) در برابر قوانين اسلام و امر نبوت و ولايت مطيع بود و وقتى فرمان تازهاى مىرسيد با تمام وجود به آن عمل مىكرد . او به گواهى تاريخ
--> ( 1 ) . بحارالانوار ، ج 43 ، ص 32 - 33 .